محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
مقدمهء مصحح 98
آثار عجم ( فارسى )
فصلى تازه مىگشايد و مىنويسد : « . . . جمعى از دوستان ، چون مطالب مسافرتنامهها را ديده ، فقير مؤلف را فرمودند كه از آثار و ابنيهء قديمه ، آنچه [ را ] كه ديدهاى ، به سلك تحرير كشيدهاى ؛ از ناديدهها نيز اگر بر سبيل اختصار ، بيانى رود كتابى گردد جامع و بين الخاص و العام ، شايع ؛ لهذا از آثارى كه در بعض از كتب ملاحظه شد يا از بعضى اشخاص ثقه مسموع افتاد . . . مرقوم آمد . . . اسامى كتبى كه از مطالعه گذرانيده و هر مطلبى را كه متفق عليه و مقرون به صحت يافته ، اخذ كرده ، در اينجا تثبيت نمودم ، اين است : تاريخ سرجان ملكم . . . و چند مسافرتنامهء انگريزى و فرانسوى . . . « 1 » » آنگاه از آثار شوشتر و دزفول و كرمانشاه و طاق بستان و ترجمهء كتيبههاى كهن موجود در اين نواحى ، سخن مىگويد و از آثار قديمهى قريب به مسيب و آسك و عقرقوف و همدان و مازندران و بادكوبه و تبرستان و ايروان و اردبيل و اردستان و باب الابواب و آثار عجيبهء مصر و شهر حضر ياد مىكند و سپس به آثار قديمهء بختيارى و كوه گيلويه و قلعهء گل و گلاب و آثار ايج اصطهبانات و بادوان خضر و افغانستان مىپردازد و كلام را چنين به پايان مىرساند كه : « . . . بر متتبعين آثار و اخبار ، مخفى و پوشيده نيست كه از ابنيهء قديمه و عمارات مخروبهء . . . پادشاهان ، چندان در روى زمين هست كه كس از عهدهء تفضصل همهء آنها نمىتواند برآمد ؛ لهذا به همين قدر اكتفا رفت . . . « 2 » »
--> ( 1 ) . آثار عجم ، ص 385 . ( 2 ) . همانجا ، ص 414 .